الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

471

حياة الإمام الهادي ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام هادى ع ) ( فارسي )

امام عليه السّلام ، به بدترين وضع گرفتار اين گمراهان شده بود كه به خداوند كافر بودند و آيات او را انكار مىكردند و به مسخره مىگرفتند . امام عليه السّلام مردم را از آنها برحذر مىدارد امام ابو الحسن الهادى عليه السّلام شيعيان خود و ساير مسلمين را از ارتباط با اين گروه غلات بىدين برحذر داشت و اين نامه را به على بن محمد بن عيسى نوشت : « خداوند قاسم يقطينى را لعنت كند ، و خداوند على بن حسكهء قمى را از رحمت خود دور بدارد ، براستى كه شيطانى خود را به قاسم وانمود كرده و او را فريفته و سخنان فريبنده‌اى را به او القاء مىنمايد . . . » [ 1 ] امام هادى عليه السّلام به عبيدى نامه‌اى نوشت و او را از گمراهيهاى اين غلات برحذر فرمود و بر بيزارى از ايشان دعوت كرد ، در نامهء امام چنين آمده است : « من در پيشگاه خدا از فهرى و حسن بن محمد بن بابا قمى بيزارم و تو نيز از آنها بيزار باش ، كه من ، تو و همهء دوستانم را از آنها برحذر مىدارم و آنها را لعنت مىكنم لعنت خدا بر آنها باد ! اين دو نفر مىخواهند به وسيلهء ما هستى مردم را ببلعند ، آشوبگران مردم آزارند ، خداوند ايشان را بيازارد ، خداوند نفرينش را بر آنها نازل كند و ايشان را به رو در ( آتش ) فتنه بيفكند . ابن بابا گمان مىكند كه من او را مبعوث كرده‌ام و او باب من است ، خدا او را لعنت كند ، شيطان او را مسخره كرده و فريب داده است خداوند هر كه را كه سخن او را قبول كند از رحمت خود دور گرداند . يا محمد اگر توانستى سر او را با سنگ بشكنى ، بشكن كه او مرا آزرده است ، خداوند او را در دنيا و آخرت بيازارد . . . » [ 1 ]

--> [ 1 ] رجال كشى .